به دليل انتقادهاي چاپ شده در نشريه
سردبير هفته نامه ندا تهديد به مرگ شد!
سردبير هفته نامه نداي بهبهان كه از سال گذشته پروسه اي را در خصوص مسائل شهري و شهروندان اهوازي در پيش گرفته بود، توسط افرادي ناشناس تهديد به مرگ شد. سردبير اين نشريه در اين باره گفت: ما چون خلاف واقع نمي نويسيم و به حقيقت مي پردازيم، به مذاق برخي آقايان خوش نيامده و با اجير كردن افردي در شأن خودشان! مرا تهديد به مرگ كردند.
محسن مرادي در ادامه خاطر نشان كرد: پس از انتشار شماره 167 در روز دوشنبه ،كه اولين سالگرد حضور من در نشريه است ، سه نفر فريب خورده و ملعبه ي دست ديگران، در حوالي ساعت 4،3 ظهر كه با ماسك، دهانشان را بسته بودند به بهانه داشتن «آگهي تأسيس شركت» به دفتر نشريه مراجعه و خواستار پايان دادن به انتقادهاي نشريه از شهرداري و شوراي شهر اهواز شدند كه با واكنش سريع بنده روبرو شدند و اقدام به كتك كاري بنده نمودند و با فحاشي مرا تهديد به مرگ كردند.
مدير داخلي خانه مطبوعات خوزستان افزود: وقتي اين اتفاق رخ داد من و پرسنل نشريه با تمام توان و قوايمان به كاري كه به آن اعتقاد داريم، خواهيم پرداخت و اين عده را چون «خاشاكي» بر سر راه خود مي دانيم. چرا كه آنها جز «تهديد» و «كتك كاري» و «غداره كشي» چيزي در چنته ندارند و ما به راحتي از آنها عبور خواهيم كرد، چون براي هدفمان، استراتژي خاصي را مد نظر گرفته ايم.
سردبير نداي بهبهان در ادامه خاطر نشان كرد كه محسن مرادي يك شبه به مطبوعات نيامده، كه با باد عده اي تهديد كننده بلرزد. من از همين تريبون اعلام مي كنم كه اگر تا ماه هاي آينده اتفاقي برايم بيفتد، باني آن كساني خواهند بود كه انتقادهاي به جاي اين نشريه را سد راه اقدام هاي سخيف خود مي دانند.
محسن مرادي اظهار کرد: انتظار دارم كه نشريات محلي خوزستان، اين حركات زشت و زننده را محكوم كنند و بدانند اگر امروز نداي بهبهان و شخص محسن مرادي به دليل انتقاد از سازماني مورد تهديد قرار مي گيرد، در آينده اي نزديك اگر خدايي ناكرده يكي ديگر از آنها دچار چنين مشكلي شود اگر اين حركت ها محكوم نشوند اين حركات سخيف ادامه خواهند داشت.
اين روزنامه نگار افزود: درست است كه امروز تهديد به مرگ شده ام، اما بدانيد كه من و همكارانم مصمم تر از قبل به كارمان ادامه خواهيم داد و البته شفاف تر و صريح تر قلم را بر سفيدي كاغذ خواهيم چرخاند تا سره از ناسره هويدا شود و ذره اي ترس به خود راه نخواهيم داد. چون به فرموده ي مولا علي (ع): «بدون توجّه به نوع عکسالعمل دیگران، از گفتن سخن حقّ و انجام دادن کار مطابق با موازین عدالت خودداری نخواهيم كرد». و آنانکه شنیدن سخن حق برایشان گران و نمایان شدن عدالت برايشان سخت است، بدون تردید انجام دادن امور مطابق با حق و عدالت بر وی دشوار و سنگین خواهدشد. با این همه از گفتن حق و اظهار نظر عادلانه خودداری نخواهم كرد.
مرادي گفت: من امروز، مزد قلم ام كه سلاح من است را از افرادي گرفتم كه انسانيت را زير پا گذاشته و مرا تهديد به مرگ مي كنند كه بايد بگويم آن افراد لاابالي و افرادي كه اين چنين به آنها «خط» داده اند، بدانند كه شما امروز محسن مرادي را تهديد كرده ايد، قلم او را كه نشكانده ايد. و بدانيد كه سلاح من در برابر شما، قلم ام است و اين قلم است كه گناه ناكرده ي من را به همگان نشان داده و خواهد گفت: كه محسن مرادي به دليل انتقادهاي به حق مورد ظلم و جفا قرار گرفته است.
مدير اجرايي خانه مطبوعات خوزستان در پايان گفت: همه آن اجير شدگان را به خدا واگذار مي كنم چرا كه او حق مرا از آنها پس خواهد گرفت.
چه كسي پاسخگوي مهره چيني ضعيف شهردار است؟
آقاي شهردار مطالعه! كافيست، به فاز اجرا برويد
"اهواز 20 سال از ايران عقب است". شايد اين جمله براي شما آشنا باشد. جمله اي كه شمسايي شهردار اهواز در روز معارفه اش آن را به مثابه يك توصيف كلي از وضعيت امروز شهر اهواز بكار برد و تمام خواسته هاي ذهني اش را در اين جمله خلاصه كرد كه اهواز نياز به يك «انقلاب» دارد. در آن لحظه شايد يك هيجان و شادي خاص در درون من و هر كسي كه قلبش براي اهواز مي تپيد،شكل گرفت.چندي بعد اولويت گذاري شهردار اهواز را كه ديدم تفكري مبتني بر ديوان سالاري را در برنامه هاي شهردار تكنوكرات شهرمان برايم مشهود شد، از يك سو آرام گرفتم كه شهرداري اهواز درگير يك نوزايي ساختاري خواهد شد و از سوي ديگر نگران، كه آيا وي در اين «اصلاح ساختار» موفق خواهد بود؟ آيا با تغيير در ساختار شهرداري در صورت تغيير ويژگي هاي فرهنگي درون سازماني، شهرداري اهواز خواهد توانست با تغيير در سياستگذاري هاي كلان و خرد خود، اهواز را به شهري مدرن تبديل كند.
ادامه مطلب
شوراي شهر اهواز، متولي يا مانع توسعه شهر
شورا به عنوان نهادي مدني و برخواسته از اراده مردم، چندي است براي تمرين هر چه بيشتر دموكراسي در ايران پا به عرصه گذاشته تا نقش مردم در اداره ي امور و سرنوشتشان پررنگ تر از پيش شود. از آنجا كه دموكراسي بازتاب انديشه و آگاهي مردم است و كارآمدي آن بسته به آگاهي مردم دارد و در جوامعي كه بسترسازي براي آشنايي با مباني و كاركردهاي دموكراسي صورت نگرفته باشد آنان كه بيشتر به تزوير گرايش دارند و در تهيج مردم و ساختن امواج آني دستي دارند، در اين رهگذر با ملعبه اي بنام «دموكراسي» به مطامع خويش دست مي يابند.
ادامه مطلب
ناگفته های هفته
شنيده مي شود كه: برخي از اعضاي شوراي شهر به دنبال متقاعد كردن يكي، دو عضو ديگر هستند تا مقدمات استيضاح شمسايي را مهيا كنند، گفته مي شود كه عملكرد شمسايي در طول شش، هفت ماه گذشته نتوانسته رضايت آنها را جلب كند. اگر در روزهاي آينده، باز هم شوراي شهري هاي اهواز از دست به استيضاح، بركناري و معارفة شهردار يا سرپرستي جديد زدند، زياد تعجب نكنيد. چرا كه كار آنها فقط توديع و معارفه شهرداران است.
شنيده مي شود كه: استانداري خوزستان براي آنكه خودي نشان دهد روز چهارشنبه كه يكي از روزهاي با طراوت و بدون گرد و غبار و گرما بود را تعطيل اعلام كرد. اين در صورتي است كه در روزهايي كه گرد و غبار 24 درصد از حد مجاز تجاوز مي كند را تعطيل اعلام نمي كنند. اين هم يك نوع تعطيلي است.
شنيده ميشود كه: پس از برگزاري هفته فرهنگي «شيراز» در اهواز كه طبق گفته ها، بيش از 100 ميليون تومان هزينه براي شهرداري اهواز در بر داشته، مسئولين شهر شيراز از برگزاري هفتة « اهواز» در آن شهر به دلايلي سرباز زده اند، تا نشان دهند كه اين اقدام مسئولين فرهنگي شهرداري اهواز، براساس تصميمات كارشناسي نبوده است.
ادامه مطلب
راه تركستان...
وقتي قلم را در بلندي به باد بياويزند
در پي درج مطلبي با عنوان «آقاي امپراتور! لطفاً از خواب بيدار شويد» فردي در يكي از هفته نامه هاي محلي خوزستان كه بيشتر حول و حوش آبادان مي چرخد، مطلبي را كه نام «جوابيه» بر ستون آن خودنمايي مي كند به چاپ رسانده، كه نشان دهندة «پاچه خواري» فرد مذكور نسبت به شهرداري است .كه شايد اين احتمال !!وجودداشته باشد كه شهرداري اهواز دو روابط عمومي دارد!! يكي عمومي است و ديگري خصوصي!!.كه اين مسله را بايد از شهردار پرسيد!! و اينكه شايد منافع يا مطامعي بين شان وجود دارد كه اينگونه به «چاپلوسي» دست يازيده است.بگذريم اما...
ادامه مطلب
ناگفته های هفته
شنيده مي شود كه: پس از چاپ مطالبي در خصوص شهرداري و شوراي شهر اهواز، دست اندركاران نشريه ندا از سوي افرادي ناشناس مورد تهديد قرار گرفته اند. گفتني است كه دوران «چماقداري» و «غداره كشي» و «شعبون استخواني ها» سال ها به سرآمده است.كه اگر اين افراد ناشناس!! منتسب به افرادي كه هويت شان برايمان واضح و مبرهن است، دست از اين اقدامات سخيف شان برندارند، ماهيت آن افراد را در همين جريده اعلام خواهيم كرد. براستي چرا مسئولين شهري ما در اهواز، تاب و تحمل يك مطلب انتقادي كه اگر از روي غرض آن را نخوانند، چون دارويي ست براي ترميم زخم هاشان، ناراحت شده و نشريه را مورد هجمه قرار مي دهند. بايد گفت نشريه نداي بهبهان، يعني صداي رساي مردم خوزستان، مي كوشد تا گوشه اي از دردها و رنج هاي مردم صبور و بي نظير خوزستان را به گوش مسئولين برساند.
اين نشريه از درج مسايل و معضلات شهري كه گريبانگير شهروندان است از هيچ كوششي دريغ نمي ورزد.
شنيده مي شود كه: يكي از اعضاي شورا، بارديگر در حال آماده كردن ساز و كار استيضاح شهردار است. همين قدر بدانيد كه او يكي از منتقدين تراز اول استيضاح هاي قبلي است كه از روز اول، شروع به كار نجفي در شهرداري، ساز مخالف را نواخت.
شنيده مي شود كه: مراسم تجليل از شاعران ، نويسندگان ، هنرمندان و... خوزستاني كه به دليل كمبود مكان در سالن اجتماعات شوراي شهر توسط خانه مطبوعات برگزار مي شد، به علت مصادره نمودن اين طرح از سوي شوراي شهر اهواز و عدم توانايي در برگزاري آن، چراغش رو به خاموشي گرائيد.
گفته مي شود به علت كمبود بودجه اين مراسم برگزار نمي شود، اين در صورتي است كه كل هزينه هر برنامه از 100 هزار تومان تجاوز نمي كرد. به نظر مي رسد كه مسئولين شهرداري و شوراي شهر اهواز از كار شاعران، نويسندگان، هنرمندان و ...خوزستاني بي خبرند كه چگونه اين هنرمندان در فستيوال هاي جهاني و كشوري براي خوزستان افتخارآفرين مي شوند. البته مسئولين شهري اهواز براي آنكه خود را افرادي دلسوز فرهنگ جلوه دهند. اقدام به برگزاري همايش «شيرازشناسي» با هزينه هايي گزاف در شهر اهواز مي كنند و از اين اقدامشان نيز غوغايي به پا كرده و در پوست خودشان نمي گنجند. انگار بودجه مسايل فرهنگي اهواز، به عنوان اسپانسري براي اقدامات شهر شيراز، در نظر گرفته شده است. آقايان دست مريزاد.
شنيده مي شود كه: مدير پروژه قطار شهري اهواز مي گويد، خيابان نادري براي ايجاد دو ايستگاه مترو به مدت دو سال بسته خواهد شد. اين در حالي است كه رئيس شوراي شهر يعني حميد حسن زاده، آمار اعلام شده از سوي مدير قطار شهري را كذب مي داند و مي گويد همه آمار و ارقام ها دروغ است.
حال بايد پرسيد حسن زاده تمامي مديران حوزه شهرداري را مورد انتقاد قرار مي دهد چگونه از نيروهاي منتسب به خود كه عموماً افرادي غيركارشناس در حوزه كاري خود هستند، انتقاد نمي كند.
شنيده مي شودكه: يكي از افراد وصله به مطبوعات! در يكي، دو ماه گذشته، دست به تكاپوزده و زيرآب برخي از سردبيرها را نزد مدير مسئولانشان زده، تا بلكه بتواند از اين راه، بار ديگر چند شماره اي را به عنوان سردبير يا...خود را معرفي كند. اما به قول معروف، خشت اول گرنهد معمار كج، تاثريا مي رود ديوار كج.
آري به قول «حاجي مايلي» كه مي گفت: «سردبير شدن چه آسون، سردبير موندن چه سخته».
شنيده مي شودكه: پروژه انتقال آب از سرچشمه هاي رودخانه هاي خوزستان متوقف نشده، بلكه به طور جدي در حال پيش روي است. آن وقت برخي از مسئولين استاني از متوقف شدن اين پروژه خبر مي دهند.
اقدام بي سابقه يك مدير روابط عمومي
روابط عمومي سازمان آب و برق خوزستان در اقدامي بي سابقه- از زمان حضور مديريت جديد روابط عمومي،حيات غيب- اقدام به دادن رپرتاژ آگهي به هفته نامه هاي استان كرده است- البته بايد گفت حساب يكي، دو هفته نامه و يكي ، دو ويژه نامه ي استاني از باقي هفته نامه ها جدا است ،چرا كه تافته ي آنها جدا بافته شده است- شايد اما بي سابقه تر آنجاست كه رپرتاژ آگهي فوق بعد از طراحي و قبل از چاپ ،»مي بايست» به صورت حضوري و با در دست داشتن پرينت صفحه، به رويت مديريت روابط عمومي!! فوق در آيد و پس از مشاهده و تأييد آن، قيمت فاكتور را نيز اعلام مي نمايند!!، كه در نوع خود جالب توجه و البته بي نظير است. اما نشريه نداي بهبهان به دليل ارج نهادن به مقام و شأن خود پس از شنيدن چنين اظهاراتي از سوي يكي از كارشناسان روابط عمومي سازمان آب و برق از دريافت اين رپرتاژ آگهي خودداري نمود، تا درس عبرتي باشد براي كساني كه در برخي از هفته نامه ها و ويژه نامه هاي نور چشم!!! اقدام به چنين حركات زشت و زننده اي مي كنند و براي چندرغاز آگهي،» شأن و منزلت «خويش را «لگد مال» مي كنند. براستي شايد آنها هنوز از مقام و جايگاه خويش آگاهي ندارند يا شايد براي دريافت مشتي كاغذ رنگي خود را به قول معروف به كوچه علي چپ زده اند . پس كجاست آن شأن و مقام ركن چهارم دموكراسي.
بايد گفت كه اي كاش مسئولين و گردانندگان آن هفته نامه ها به اين نكته ي اساسي پي مي بردند كه با يك رپرتاژ آگهي از سوي سازماني دهانشان را تا ماه ها بدين طريق بسته نگه مي دارند تا براي اقدامات غيركارشناسانه يشان در خصوص مسايل استاني از جمله انتقال آب سرپوش بگذارند.
براستي ما تا چه زماني خواهيم ديد كه سازماني به ساحت طراحان و گرافيست هاي توانمند اين استان بي حرمتي كرده و كارشان را به سخره بگيرد و ما دم نزنيم. اگر آن روابط عمومي بر كار طراحان و گرافيست هاي اين استان ذره اي شك دارد چرا گرافيستي –غير بومي- استخدام نمي كنند تا باني اين گونه اقدامات زننده اي نباشند.
به هر ترديد آقايان و خانم هاي دست اندركار هفته نامه ها، تا به حال فكر كرده ايد كه اگر دست در دست هم دهيم و به فكر رفع موانع و مشكلات پيش رويمان باشيم، از رخ دادن چنين اقدامات سخيفي از سوي يك روابط عمومي جلوگيري خواهيم كرد. بايد اين سؤال را از شما پرسيد كه چرا تمامي هفته نامه هاي استان ،تا كنون براي رفع مشكلاتشان، نتوانسته اند در يك جمع، گرد هم آيند و براي رفع آن مشكلات، راه حلي اساسي پيدا كنند.


