تبليغاتX
روز نوشت های محسن مرادی

گفت و گو با خواننده خوش صداي خوزستان، اميد محمودي

 

دلِ مُو نازك دلِه چي نونه تيري

 

بي شك همگان ارجحيت موسيقي پاپ را بر موسيقي فولكلوريك (سنتي يا محلي) در ميان قشر جوان و علاقه مند به موسيقي واقفند اما در دنياي پر صداي امروزه و جوانان پرنشاط و شادي آفرين عصر كنوني گاهي خواننده اي با تلفيق آهنگ ها و سرودن شعري قوي و در نيجه فوق يك اثر هنري عامه پسند نيز جوانان را كه طيف گسترده اي از خريداران بازار موسيقي و به خود اختصاص داده اند به خود جلب مي كند.

اميد محمودي نيز از جمله همان خوانندگان است، مرد جواني كه با تلفيق موسيقي محلي و پاپ، كاري بديع در هنر خوزستان خلق كرد.

وي كه دوره سونقره آوازي در تهران فرا گرفته است. بر اين باور است كه صداي خوب، هرچه بخواند به دل مي نشيند ...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:29 بعد از ظهر | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

گفتگو با همایون(امین حبیبی)

گفت و گو با خواننده دوست داشتني خوزستان، امين حبيبي

همايون را هيچ وقت نمي بخشم

امين حبيبي را همه مي شناسيم و شك نداريم كه يكي از بهترين خوانندگان حال حاضر استان و كشور است. خواننده اي پرتوان كه لو رفتن اشل 30 درصدي كارش آن هم با آن برش، محبوبيتش را نه تنها كاهش نداد بلكه در كل كشور به چهره اي شناخته شده بدل كرد. مردي كه خود را بي رنگ مي داند و عاشق پاييز است، شادترين روز زندگي اش را يكي از روزهاي سال 79 كه مصادف با خريد اولين سازش بود، مي داند. امين، همايون را سياه مطلق مي داند و از او به عنوان بدترين خاطره عمرش ياد مي كند. گفت و گوي بخش هنر آنزان با امين حبيبي در زير آمده است:


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:28 بعد از ظهر | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

مديران شهري و توسعه فضاي سبز

مديران شهري و توسعه فضاي سبز

 

از زمان پيدايش تمدن هاي اوليه كه نقاط خرم و خوش آب و هوا به وجود آمد ريشه در علاقه انسان به گياه و درختان سرچشمه مي گيرد به طوري كه در طول ادوار تاريخي استفاده از گياهان و درختان مسير بسياري از مهاجرت ها را مشخص مي نمايد. در فرهنگ ايرانيان باستان درخت و درختكاري جايگاه ويژه اي به خود اختصاص داده تا آنجا كه درختان كهنسال مقدس بودند به عقيده ايرانيان قديم درختان انسان هاي خوبي بودند كه پس از مرگ روح آنها در غالب درخت نمايان مي شد تا زندگي جاويد خود را از سر بگيرند.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:26 بعد از ظهر | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

صنعتي شدن در فرآيند توسعه

صنعتي شدن در فرآيند توسعه

 

محسن مرادي

 

اگر بخش هاي كشاورزي، صنعت و خدمات به عنوان اضلاع مثلثي در نظر گرفته شوند، در كشورهاي در حال توسعه بخش كشاورزي و در كشورهاي توسعه يافته بخش خدمات بزرگترين ضلع چنين مثلثي را تشكيل مي دهند. در مقطع پيشروي فرآيند توسعه، از طول ضلع كشاورزي كاسته مي شود و به موازات آن ابتدا ضلع صنايع و در نهايت ضلع خدمات بزرگتر مي شود. پس نسبت تركيب اندازه ي سه ضلع اين مثلث در مراحل متفاوت توسعه اقتصادي و اجتماعي متغير است.

دكتر ناصر خادمي در كتاب سياست توسعه گفته است: معمولا اصطلاح كشورهاي صنعتي مترادف با كشورهاي توسعه يافته يا پيشرفته به كار برده مي شود. در مجموع، از اقتصاد اين كشورها با استفاده از نيروي تكنولوژي، كارآيي و بازده بالاتر و در نهايت كيفيت رفاهي بهتر براي افراد جامعه آن انتظار مي رود. بدين دليل در مورد بهبود وضع كشورهاي در حال توسعه و رهايي از فقر و عقب ماندگي، انتقال هرچه سريع تر اقتصاد اين كشورها از جامعه اي وابسته به بخش كشاورزي به مرحله ي متكي به صنايع و خدمات، به عنوان راه حل تجويز مي شود. بدون شك از ويژگي هاي كشورهاي صنعتي، دستيابي به ساختاري از تكنولوژي است كه در مركز ثقل آن كيفيت منابع انساني، دانش و انديشه، بهره برداري از تكنيك هاي پيشرفته همراه با كارآيي و توانايي در مديريت قرار دارد. توسعه اقتصادي، تابعي از سطح فرهنگ و دانش جوامع و قدرت فراگيري و جذب مردم كشورهاست. واضح است كه هر اندازه سطح آگاهي فرهنگي پايين تر باشد، به همان نسبت قدرت ابداع افراد جوامع كمتر و ظرفيت درك و جذب و در نتيجه انتقال دانش بين المللي براي چنين جوامعي، كمتر خواهد بود. توسعه اقتصادي و صنعتي شدن كشورها، فرآيندي بلند مدت است، نمي توان يك شبه راه صد ساله را پيمود و دم از صنعتي شدن زد. چرا كه صنعتي شدن ساز و كار خاص و پروسه اي برنامه ريزي شده را لازم دارد. از طرفي كشورهاي توسعه يافته و صاحب علم و دانش به نحوي كاربرد عملي را در انحصار خود گرفته اند كه موارد استفاده آن براي كشورهاي كمتر توسعه يافته محدود است. بدون شك آنچه از كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي كمتر توسعه يافته منتقل مي شود، ابزار، آلات و ادوات و تكنيك است و نه تكنولوژي گاهي اوقات نيز از اين انتقال صدمات زيادي به كشورهاي وارد كننده مي زند به طوري كه مي تواند نقش منحرف كننده، بازدارنده پيشرفت و چه بسا انحطاط و ورشكستگي اخلاقي جوامع وارد كننده را به وجود آورد ...

انتقال اقتصاد كشور از تاكيد به بخش كشاورزي به اقتصاد متكي بر صنايع و استفاده از تكنولوژي پيشرفته، روندي ضروري در جهت توسعه اقتصادي در مسير رسيدن به كشورهاي توسعه يافته است كه جهت سرعت بخشيد به فرآيند صنعتي، دستيابي به تكنولوژي پيشرفته ضروري است.

پس انتقال تكنولوژي يعني انتقال دانش و نحوه بهره برداري از آن كه اگر اين انتقال بدون آموزش باشد، آن انتقال تكنولوژي ابتر خواهد ماند. چرا كه جا به جايي تكنيك بدون آموزش بافت علمي مرتبط با آن، فاقد كيفيت كسب تكنولوژي است. بي شك در سياست صنعتي شدن مي بايست از تجربيات تاريخي نهايت استفاده را كرد چرا كه فرآيند صنعتي شدن داراي مراحل و ابعاد زماني متفاوت است. تحول ساختاري تابعي از تحول فرهنگي است چون دگرگوني فرهنگي به طور نسبي به كندي تحقق مي پذيرد.

سطح تكنولوژي بايد به طور پويا با پذيرش فرهنگي جامعه منطبق شود. انتخاب نوع تكنيك و نحوه تركيب و توزيع آن با اجزا ساختار اقتصادي و اجتماعي از حساسيت خاصي برخوردار است. حتي در شرايط دسترسي به تكنيك در صورت عدم امكان به كارگيري مطلوب آن، توسعه اقتصاد با موفقيت انجام نخواهد گرفت.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:24 بعد از ظهر | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

گم میان سکوت تو


نه نثر نه شعر چیزی به غیر آن:

 

گم می شویم لابه لای وقت های رفته از یاد


که می گیرند دست های زمانه در باد

 

در سکوتی رقص گونه

 

رد تو را در امتداد راه به دنبال می آیم .

وووووووووووووووو

مرگ کلمه ای قشنگ برای رفتن از یاد است

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 4:19 بعد از ظهر | جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 •

یک شعر جدید از محسن مرادی

 

در زلال نگاهت

سپیدی کلمات را

به نماز می برند ...

در صلات ظهر

در هیئت زنده گان رفته از یاد

تشنگی را

در بستری از عشق

به یغما می برند.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 9:14 بعد از ظهر | چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 •

یک شعر جدید از محسن مرادی

یک شعر جدید از محسن مرادی

 

تشنه در قامت روح و

در انزوای سکوت

که می هراساند این پنجره باز

از هیاهوی باد

در تکلم های روشن عصر

در امتداد کناره های چشم

که می تاراند از روشنای راه

اندوه دیر سالی خویش را.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 9:10 بعد از ظهر | چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 •

دکتر قاسمی دچار صانحه شد

با خبر شدم دوست گرانقدرمان  دکتر عزت الله قاسمی شاعر و نقاش چیره دست خوزستانی دیروز(جمعه) در مسیر اهواز به ایذه دچار صانحه تصادف شد.که همسر ایشان در دم جان  سپرد و حال دکتر قاسمی نیز وخیم اعلام شده است .گفتنی است دکتر قاسمی و هرمز علی پور دیگر شاعر خوزستانی با جناق هستند. 
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:4 بعد از ظهر | شنبه یازدهم خرداد 1387 •

خداحافظي محسن مرادي در يك سالگي آنزان

آنزان يك ساله شد

خداحافظي محسن مرادي در يك سالگي آنزان

يك سال پيش كه »آنزان« كليد خورد، مي دانستم كه قدم در چه راه سختي گذاشته ام و نيز واضح و مبرهن بود كه بسياري از دشواري ها قابل پيش بيني نيستند، اما  هرچه بود، گذشت، خوب يا بد. خدا را شكر.آري »آنزان« يك سالِ تمام و بدون وقفه، با همه كاستي ها و كمبودهايش هر هفته درِ خانه شما را زد و زنگ محبت خود را - براي مردم خوزستان هميشه سرافراز -  به صدا درآورد. در غم ها و شادي هاي مردمش شريك بود و آرزوها و خواسته هايشان را انعكاس مي داد. كوشيد كه هر هفته در انجام رسالتي كه بر دوش گرفته بود، حرفه اي تر، تاثيرگذارتر و البته عميق و گسترده تر گام بردارد.هرچند »آنزان« با بضاعت اندك، توفيق فراواني را نمي توانست، منتظر باشد، اما آنچه فراچنگ آورد، فراوان تر از آن بود كه تصور مي رفت و اين همان بود كه در آغاز عرض شد يعني »آنزان« امروز تماما محصول قابليت هايش نيست بل حاصل مآل انديشي و رفتار حاميانه انديشه ورزاني است كه تا چراغي را به قصد خدمت برافروخته مي يابند، چتر حمايت بر آن مي گسترانند، تا از گزند باد و باران در امانش بدارند. همراهي و همگامي ياران دلنواز نيز بر دلگرمي هايمان افزود.

هفته نامه »آنزان« تلاش فراواني را صورت داد تا ميان مردم و مسئولان پلي بزند تا در انتقال دو سويه اطلاعات و مطالبات ميان اين دو موفق باشد و هرگاه توانست نيز با اتكا به نظرات كارشناسي و عالمانه نخبگان و انعكاس مشكلات و معضلات شهري و منطقه اي و ... همت گمارد. البته »آنزان« تنها در اين حوزه ايفاي نقش نكرد. چرا كه انديشمندان، شاعران، نويسندگان و تمامي صاحب نامان عرصه هنر و موسيقي و ورزش و ... را نيز مخاطب خويش قرار داده و با آغوش باز به استقبال آرا و نظرات آنها رفته و در انعكاس ديدگاه هاي متفاوت و متنوع صاحب نظران كوشيد.در اين مدت سعي كرده ايم، با نگاهي فراگير، متناسب با نام و شان »آنزان« زبان جاري اش را از تك گويي هاي ممهور به تاييدهاي تشريفاتي مبرا نماييم. ما به مسيري كه طي كرده ايم ايمان داشتيم، ايمان ما سر~ّ توفيق ما بود.

آن چنان كه مولانا جلال الدين گفته است: »در طلب، پوينده چون باد باش، ز هر بيماريش چون شكر نوش كن، دل را بگوي تا عافيت را بدرود كند، تن را بگوي تا سلامت را تبرا دهد كه هر كه خانه اي بر لب دريا برپا كند موج بسيار بيند و هر كس دعوي محبت كند، زهر و بلا سخت، بسيار چشد« آري گراني ها و مشكلات اين راه دشوار را به جان پذيرفتيم كه مقام طلب مقصود، بي رنج نيست.

از هرچه بگذريم بدون شك مشكلات و عدم تعامل ميان اعضاي شوراي شهر، مشكلات و معضلات محلات اهواز و ساير شهرستان ها و ... جملگي مويد روزهاي پرتلاطمي بود كه »آنزان« در اين روزها متولد شد كه در اين اوضاع و احوال »آنزان« به عنوان يك رسانه، به جاي راه آسان سكوت و عافيت طلبي، راه سخت و دشوار دفاع از منافع و مصالح شهروندان صبور خوزستاني - نه آن هم به تعبير و قرائت الكن يك دسته و گروه - را برگزيده است، كه از اين كار خود، خرسند و خوشحاليم. چرا كه در مسيري كه برگزيده ايم تازه گام هاي نخستين - يكساله - را برداشته بوديم اما متاسفانه نگاه هاي مادي و شناگري برخي دوستان مرا رنجاند و عطاي كار را به لقايش بخشيدم.كه از اين كار خويش خوشحالم .دغدغه ام انجام رسالت واقعي  مطبوعات بود كه نظر  سرخيلان اين  عرصه گواه روشني ست بر كار حرفه اي آنزان در يك سال گذشته.اما كار براي كساني كه چشم هاشان را بر واقعيت ها بسته اند. بگذريم اما.......

 افزايش شمارگان هفته نامه، تقويت بنيه هاي آن و جلب اطيمنان عمومي از جمله دستاوردهايي است كه در اين مدت كوتاه جز با تلاش بي وقفه همكاران دلسوز در همه بخش هاي نشريه و مداقه تحريريه پرتوان به دست نمي آمد و به بار نمي نشست.

در اين يك سال دوستان و خوانندگاني كه ما را پذيرا شدند و كم و كاستي هاي خوب و بدمان را تحمل كردند و پا به پاي »آنزان« آمدند، تقدير و سپاس بيكرانمان را تقديم شان مي كنم، چرا كه اگر آنها نبودند اكنون »آنزان« با 39 شماره و 27 ويژه نامه ي شهرستان ها و يك سالنامه نوروزي در 110 صفحه - قبل از يك سالگي- به زيور چاپ آراسته نمي شد.

دست همگي شما سروران ارجمندم را مي فشارم.

ديگر كه من و ستاره هاي بي نظير آنزان در اين نشريه نيستند اما آرزوي قلبي ام اين است كه »آنزان« همچنان در اوج باشد. چرا كه دغدغه ي مطبوعاتي ام »آنزان« است و او پيوند دهنده ي ما و خوانندگان بوده است. براي شان موفقيت را آرزومندم.

خدايا چنان كن سرانجام كار/ كه تو خشنود باشي و ما رستگار

در پناه حضرت حق - يا علي مدد

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:52 بعد از ظهر | پنجشنبه نهم خرداد 1387 •

زر اندوزان گُشنه عاملی برای رفتن

 

»هاين ريش هاينه« شاعر آلماني در »خواب بر چشمان عشق« كه عنوان كتابي از وي است، گفته: »دهان بچه ها را با شير مي بندند، اما دهان بزرگ بچه هاي كوچك را با پول؛ چون آنها گشنه گان پول اند«. آري بي شمار، كساني هستند كه طمع و آز چشمانشان را بر همه چيز بسته نگاه داشته، بسته اي كه براي  مشتي كاغذِ چند رنگ پيچيده شده است. پيچيده اي مخوف كه هزار توهاي مخوف ترِ خود را به همراه دارد و در ژرفاي بي خامي ذهن، غوطه ور گشته است. بي خامه اي فراوان كه هنوز مرا ياد همان بچه اي مي اندازد كه براي شير خوردن، به زمين و زمان گير مي دهد تا به مقصودش برسد.

و البته اين واپسين قلمي است  كه از عشق به دور خواهد بود و دوري اي كه »بزرگ بچه هايِ كوچكِ گرسنه« آن را به غروب واپسين خويش مي سپارند. سپردني كه ستودني تر از اين، در هيچ كجاي اين كره ي خاكي قابل رويت نيست. و البت رويتي كه اي كاش هيچ وقت، وقت اش نيايد. و به راستي گذشت زمان، دادگري برملا كننده است. برملايي كه رسوايي خويش را به همراه دارد و در عجبم كه آن بزرگ بچه هاي كوچك كه گرسنه اند و در بيماري روحي غوطه ور، چگونه به عقده هاي كودكي رجوع مي كنند. البته با الهام از »هاين ريش هاينه« كه شعر او مرا سرگردان واژه گانش كرده است. واژگاني كه سينه خيز به خط مقدم ذهن مي رسند- و به قول بزرگي »واژه مقدس است، آن را براي افراد مخوف و بي مايه هدر ندهيد« وقتي اين گفته در ذهنم نقش مي بندد، به ناگاه مشوش تر از هر زمان ديگر مي شوم. مشوشي كه خودِ دوستانِ »بزرگ« باني اند. بانياني كه جز بر هم زدن اعصاب چيزي در چنته ندارند. اگر هم داشته اند طمع و آز دنيا، چشمانشان را بر حقايق هستي بسته است.

ديگر روحم از اين اوضاع آزرده شده است و قادر به نفس كشيدن نيستم، نه، آن كه بريده باشم، نه، من هنوز عاشقم و بر عاشقيِ خود اصرار. اصراري كه شايد در جايي ديگر به مرحله اكران برسد.

در پناه حق؛ يا علي مدد- محسن مرادي

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:44 بعد از ظهر | پنجشنبه نهم خرداد 1387 •

شعری از ابر شاعر معاصر

احمد شاملو :

 

با خشم و جدل زیستم.

و به هنگامی که قاضیان

اثبات آن را در عدالت ایشان شایبه ی اشتباه نیست

انسانیت را محکوم می کردند

و امیران

نمایش قدرت را

شمشیر بر گردن محکوم می زدند

محتضر را

 سر بر زانوی خویش نهادم.

و به هنگامی که هم گنان من

 عشق را

در رویای زیستن

اصرار میکردند.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 6:48 بعد از ظهر | چهارشنبه هشتم خرداد 1387 •

شکوه های تردید

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

 

شکوه ها بی شمار و گوشها کمی کمتر از روزهای رفته از یاد.روزهای دلواپسی و تردید در پس پست ترین انسانهای زمینی که چشمهاشان برای رسیدن !!! دیگر بی سو شده است.

تردم مپندار

دلگیر زمانه خویش ام 

 

 

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 7:20 بعد از ظهر | سه شنبه هفتم خرداد 1387 •

خداحافظ آنزان

خداحافظ آنزان

 

به دلیل شناگری برخی دوستان محسن مرادی از نشریه آنزان خداحافظی کرد.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 9:12 بعد از ظهر | چهارشنبه یکم خرداد 1387 •

RSS