خواب
برف نصيحت
شعر
تعادل و تعامل
بي هدفي شاعر
امنیت حلقه ی مفقوده خوزستان
امنيت در گهواره صنعت و توسعه ايران
دانشمندان علوم اجتماعي معتقدند كه امنيت از نيازهاي حياتي اجتماعي است. بدون امنيت، جامعه سالم شكل نمي گيرد و به ميزاني كه ضريب امنيت در جامعه افزايش مي يابد به همان ميزان نيز ارگانيسم جامعه با خصوصيات طبيعي تري رشد و نمو خواهد داشت و به ميزاني كه اين ضريب كاهش يابد كالبد جامعه غير طبيعي شده و بيما رخواهد شد نظريه پردازان توسعه نيز امنيت را شرط لازم توسعه مي دانند و قهرا بدون امنيت، هرگونه توسعه اي نيز منتفي است.
امنيت مسئله اي نيست كه صرفا با عملكرد بد يا خوب يك نهاد شكل بگيرد يا از بين برود بلكه مجموعه دستگاه هاي مرتبط با اين موضوع اگر مسئوليت خود را به درستي ايفا كنند، اصل مسئله بر جاي خود باقي مي ماند ضمن آن كه وجود قوانين كارآمد و روز آمد نيز در آن حائز اهميت است.
امنيت مسئله اي است كه براي خوزستان كه شاهرگ اقتصادي كشور است نقشي اساسي را ايفا مي نمايد، جذب سرمايه گذار امنيت مي خواه چرا كه سرمايه گذاري حكايت از آرامش و امنيت در آن منطقه دارد و به نوعي امنيت آن منطقه بستري مناسب براي سرمايه گذاران داخلي و خارجي مي شود.
اصولا هر نوع سرمايه گذاري خارجي و داخلي حكايت از توسعه و آباداني دارد. يعني رنگ و چهره شهر دگرگون خواهد شد و مردم آن منطقه در رفاه اجتماعي و ... قرار خواهند گرفت. اگر بتوانيم شرايطي را فراهم كنيم كه از سرمايه گذاري و جلب سرمايه گذار استقبال كنيم تا حدودي از شرايط و مشكلات اقتصادي خواهيم كاست. بايد شرايط جذب سرمايه گذاري را ايجاد و نگذاريم كه خوزستاني ها با دارايي خود در خارج از استان و يا در كشورهاي ديگر فعاليت كنند. اگر نگاهي كوتاه بر حوزه خليج فارس بيندزايم پي به اين نكته خواهيم برد كه بيشتر خوزستاني ها با دارايي نقدي خود به اين بازارها رونقي خاص بخشيده اند.
صريح بگويم سرمايه گذاري امنيت مي خواهد. چرا كه امنيت اقتصادي در هر كشوري باعث پيشرفت اقتصاد آن خواهد شد و بالعكس اگر امنيت اقتصادي در دستور كار قرار نگيرد، به اقتصادي بيمارگونه كه باعث وجود اختلافات طبقاتي در بين مردم آن جوامع مي شود، خواهد شد.
انتخاب يك ناحيه يا محدوده ي خاص به عنوان منطقه آزاد به خودي خود نمي تواند موجبات رونق و آباداني آن منطقه يا ناحيه را فراهم نمايد.
استان خوزستان كه سال هاي متمادي داراي اقتصادي شكوفا و موقعيتي ممتاز و كم نظير بود. پس از جنگ تحميلي به يكي از استان هاي محروم و عقب مانده تبديل شد و بخش عمده اي از سكنه آن پراكنده شدند. مناطق خالي از سكنه با برخورداري از جمعيت محدود نمي توانند براي سرمايه گذاران داخلي جذاب باشند. كشوري مانند چين ظرف دو دهه اخير موفق شده است ميلياردها دلار سرمايه گذاري خارجي را همراه با فناوري پيشرفته به سمت مناطق خود سرازير كند و رونقي خاص به شهرهاي خود ببخشيد. به هر روي حفظ و ايجاد امنيت، هم گام با برنامه هاي توسعه از مهمترين دغدغه هاي جوامع امروز محسوب مي شود. امنيت مفهومي فراتر از بقا و صيانت كشور دارد. امنيت در مفهوم و گستره ملي با هدف هاي ملي، حاكميت ملي و استقلال رابطه اي تنگاتنگ و لازم و ملزوم دارد. در همين چارچوب است كه مي گوييم امنيت يك عنصر تجزيه ناپذير مي باشد، چرا كه جست و جوي امنيت از مهمترين كنش ها و انگيزه هاي انساني است كه اين كنش هم با جوهر هستي انسان پيوند ناگسستني دارد. با مروري بر تاريخ جوامع در مي يابيم كه امنيت هميشه يكي از مسائل اساسي و حياتي بوده است.
گفتيم كه سرمايه گذار، امنيت مي خواهد كه در حال حاضر اشتغال، حاشيه نشيني و ... مي تواند در زير سايه سرمايه گذاري و توسعه اقتصادي مرتفع شود. برخي از سرمايه گذاران مي ترسند در صورتي كه دارايي نقدي شان را رو كنند مورد تعرض و مصادره قرار گيرند. بايد شرايط را آماده كرد تا سرمايه گذار بدون دغدغه به فكر توسعه و آباداني و رونق كشور باشد.
بياييد امنيت اقتصادي و امنيت ... را در خوزستان برقرار سازيم تا روز به روز شاهد شكوفايي ايران باشيم. چرا كه خوزستان مادر صنعت و توسعه ايران است.
ابرهاي به پهلو خوابيده
ابرها، اين روزها به پهلو خوابيده اند.
اشك ناخودآگاه از ديدگانم جاري مي شود و چون باراني كه از ابري بي تقدير بارش كند در ديدگان ام جريان دارد.
در مهتابي يادها كهنور و صدا غوغا مي كنند و تابوت ها پر از پر كبوتران سوخته مي شود و جنازه هاي شكوفه هاي درختان باغ همسايه به گلوله بسته مي شوند.
و من در سكوتي غليظ رد تو را مي جويم تويي كه در آستين محبت به گل نشسته اي و از وراي خويش. به دنبال خويش مي گردي.
آن روزهارا ببين كه گونه افق، هر روز چين هايش بيشتر مي شود و آسمان كهنه رخ مي نماياند.
حالا بيا كمي اين سوتر ...
ببين فنجان هاي چاي چند برابر شده اند.
اما هنوز فنجانت دست نخورده باقي است.
ببين چگونه اين كلمات نمي گذارند كه مرا به تو برسانند من، اما، كوچك نمانده ام وقتي مي بينم كه مدادم، مدام نام تو را ناخودآگاه مي نويسد تا تو بيايي.
هرچند از نظم گريزانم مجنون عميق آرزوهاي بر باد رفته ام كه در سلول هاي پوست تو زنداني و اسير است.
اسيري كه تقديرش به نام تو رقم خورده است اما به طواف تو مي آيم، هرچند رهايم نمي سازد اين صداي سليس تو، كه دراقيانوس ناهموار، پارو مي زند، تا زودتر از خويش به تو برسد.
وقت سفر، به جاي وسايل ضروري ام، اين خاك را در چمدانم مي گذارم و به طواف تو مي آيم، تا شب كه آسمان پر از غربت پيچك هاي باغ همسايه مان شود.
و نگاه تو كه از ضرورت آفتاب مي گويد.
و درختي كه در اشك تو روزگار سپري مي كند و به اعتبار گام هاي تو اين خاك كه در چمدان گذاشته ام تا هميشه ي تاريخ سبز باقي مي ماند و در معبر نسيم هاي عاشق، از آن سوتر شمال آغاز به وزيدن مي كنند، نامت را در تاريكي گيسوانت كه به سامان مي رسند.
صدا مي زنم تا چنان بيايي كه هنوز ابرها به پهلو خوابيده باشند و تابوت ها پر از پر كبوتران سوخته باشد.
نگاهی به شعر و دين از گذركلام به سكوت
مراسم آييني به عنوان يك صورت بندي و نوعي تمركز بر اعمال و فعاليت هاي بنيادين در حيات انساني - توليد نسل، باروري ، مرگ - انسان را در تماس، ارتباط و برخورد با نيروهايي قرار مي دهد كه او دركي از آنها ندارد.
اين نيروها، چرخه ها و حلقه هاي جهان خاك و حيات فرد را كنترل مي كنند. مراسم آييني به ذات نه فقط امور شناخته شده بلكه امور ناشناخته را نيز جشن مي گيرند.
برخي بر اين باورند كه يك گذر و انتقال آرام و ناگزير از مراسم آييني به هنر صورت گرفته است كه بر برگشتي از امور عملي به سمت امور تامل برانگيز دلالت مي كند.
هدف از مراسم آييني، پيدا كردن يقين از طلوع خورشيد، دوري فراوان، تسكين دريا يا آسمان خشمگين بوده است. انسان با زندگي و بقا در يك جهان عموما خطرناك درگير است. گذر از مراسم آييني به هنرس، گذر از عمل به تامل است. مراسم آييني از دل نيازهاي بي واسطه حيات بيرون مي آيند. هنر معرف فاصله اي ضروري ميان زندگي و حيات معنوي است. آنچه براي افراد بشر به نحو مشترك باقي مي ماند نياز به مواجهه و سروكار داشتن با نيروهاي رمزي و جادويي است، خواه از طريق عمل و خواه از طريق تامل.
آنچه براي ما مجموعه اي سطوح كاملا جدا و منفك است، براي انسان ابتدايي و بدون به صورت حلقه هايي متحد المركز تجلي مي كرده است. ولي تحت تاثير سنگيني فرهنگ نوين وحدت حيات انساني از ميان رفته و ديگر بهبود پذير نيست.
دين و شعر
هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه دين و شعر هويتي يگانه دارند، ولي رابطه ميان آنها حتي با ظهور نظريه هاي جديد در مورد شعر نيز اغلب مورد تاييد و تاكيد قرار گرفته است. امروزه ديدگاه هاي مربوط به اين رابطه، از اختصاص شعر به خدمت براي عقايد مذهبي تا تاييد اين مطلب كه شعر هويتي مستقل دارد و در جهاني مستقل مي زيد را مي پوشانند.
ذخيره و منبعي ديگر نيز از شعر وجود دارد كه گرچه آشكارا و بنا به اقرار اهل فن ديني نيست، اغلب به اين صورت تلقي شده است. اين شعر ممكن است نشانگر امور الهي نبوده و بر مسائل معنوي دلالت نكند يا مستقيما تجربه اي انساني از خداوند را مورد بررسي قرار ندهد.
به عنوان مثال قطعه با شكوه نزول هايپريون اثر كيتس و كوه سفيد اثر شلي و بخش زيادي از شعر رمانتيك تحصيلات مابعدالطبيعه در فاوست اثر گوته، تا تاملات سوء تعبير شده و سركش بودلر از اين جمله هستند. اين گونه شعر، در دوران هاي پيشين در آثار حماسي هومر ارائه مي شده است. در حماسه هاي هومري وقايع و حوداث انساني، داراي علل متناظر و غايي در اعمال اولمپي ها هستند، نمونه ديگر بي اوولف است كه خواه در ابعاد كفر آلود و خواه در ابعاد مسيحي اش مطرح شود، در نزاع با نيروهاي نهايي جهان است، نمونه ديگر شايد افسانه هاي كانتربري اثر چاوسر باشد كه در آن سنت مسيحي به عنوان يك نگارخانه نامتناظر از چهره هاي انساني است.
بخشي جدي از شعر نوين در غرب را مي توان به اين مفهوم، ديني تلقي كرد. بررسي هاي شكاكانه و طاعنانه رابرت فراست تاملات ماندگار رابرت لاول قطعيت ها و عدم قطعيت هاي دبليو اچ، اودن نظرات ما بعدالطبيعي والاس استفن و تخيلات رمزي و جادويي ويليام باتلرييتس از اين گونه هستند.
صورت هاي شعر
شايد از پيش، اين نكته روشن باشد كه در واقع هيچ صورت و شكل شعري وجود ندارد كه براي بيان تجربه ديني مورد استفاده قرار نگرفته باشد. به عنوان مثال در كتاب مقدس مي توان به سرودهاي مراسم آييني (مزمور 100) مرائي (سوگنامه داود در كتاب اسموئيل بني) آوازهاي مراسم ازدواج امثال (كتاب الامثال) غيب گويي ها (اشعيا) نيايش ها (يونس) تسبيحات (آواز سيمون در لوقا) و تخيلات نمادين (كتاب وحي) اشاره كرد.
صورت هاي طولاني تر شعري نيز بالاخص ابزارهاي مفيدي براي بيان احساسات مذهبي و ديني بوده اند حماسه عاميانه بابلي گيلگمش و حماسه هاي هندي رامايانا، حماسه هاي ادبي تر مثل بهشت گمشده ميلتون، سوگنامه هاي متفاوت مثل پلي اوكت از كورنل و آتالي از راستين دكتر فاستوس از مالو، دردكشان سامسون اثر ميلتون، جنايت دركاندرال اثر تي اس اليوت مثنوي هاي بلندي مثل شعر فارسي مولانا جلال الدين رومي به نام مثنوي كه جست و جو و طلب نفس براي وحدت با خداوند را گرامي مي دارد. مجموعه سرودهايي مثل ريك وادي هند باستان، مرائي تفضيل يافته اي مثل دريابور اثر تنيسون و حكاياتي از انواع متفاوت مثل شخم زنان شيارها در قرون وسطي و گوزن و پلنگ اثر دريدن.
بيشتر صورت هاي شعري كوتاه تر نيز براي بيان احساسات و الهامات ديني استفاده شده اند ولي در ميان آنها - سرودها و آواها - غزل و قصيده بسيار مورد توجه بوده اند.
قصيده براي سخنان عمومي تر استفاده مي شده كه نمونه هاي آن بامداد ولادت مسيح اثر ميلتون و آوازي براي روز سيسلياي مقدس اثر دريدن هستند و غزل نيز براي بيان احساسات شخصي استفاده مي شد كه نمونه هاي آن غزل هاي مقدس، جان دون و غزل هاي جي ام هاپكينز هستند.
نظريه هاي ادبي
در سنت غربي، نظريه اي انتقادي وجود دارد كه با توسعه شعر متناظر بوده و بر رابطه ميان شعر و دين تاثير مي گذارد. ام اچ برامز در كتاب آينه و فانوس نظريه رمانتيك و سنت نقادي پيشنهاد كرده است كه چهار مولفه را بايد در نقادي يك اثر هنري در نظر گرفت. خود اثر هنرمند موضوع اثر و مخاطب هر يك از اين عناصر در يك دوره از تاريخ نظريه شعر تقديم داشته اند. از افلاطون تا رنسانس، دوره نظريه تقليدي در غرب است كه بر ارجاع يك اثر به موضوعي كه از آن تقليد مي كند تاكيد دارد.
رنسانس بر نوعي گذر از ديدگاه تقليدي نسبت به شعر به آنچه آبرامز ديدگاه عملگرايانه مي خواند، دفاعيه اي براي شعر اثر سرفليپ سيدن است. اين اثر در واقع نوعي تحول و تغيير ازتاكيد بر موضوع اثر به تاكيد بر مخاطب آن است.
هدف نزديك تر شعر، ايجاد لذت و فرح در خوانندگان است، ولي هدف نهايي و غايي آن آموزش به ويژه آموزش وجهي خاص از كنش است و به اين ترتيب بعد اخلاقي شعر اهميت اصلي و ابتدايي پيدا مي كند. اين ديدگاه در مقاله اي در باب شعر دراماتيك اثر جان دريدن و آثار انتقادي ساموئل جانسون به ويژهدر اثر مشهور او به نام درآمدي بر شكسپير تداوم مي يابد.
سومين مرحله آبرامز نظريه احساس گرايانه است كه در دوره رمانتيك ظهور مي كند. در اين نظريه خود هنرمند به مسئله اصلي تبديل مي شود. احساسات، شور و اشتياق ها و الهامات هنرمند، نقش اساسي و جدي در شعر دارند به اين ترتيب تحقيق و در پي استعلا بودن در ابعاد مذهبي آن - خواه از طريق كشف خود دروني و خواه از طريق كنش خود با طبيعت - اهميتي بنيادين پيدا مي كند. نظريه پردازان فلسفي بزرگ در اين دوره دژرولو، فردريش شلگل و كولريج هستند ولي آثاري مثل پيش درآمد اثر كتينس و دفاع از شعر شلي ايجاد ديني شعر رمانتيك را روشن مي كنند.
مرحله آخر به نظريه عيني تعلق دارند كه فراتر از همه چيز برخود اثر تاكيد مي كند. آموزه هنر براي هنر كه در پايان قرن نوزدهم توسط نمادگراهاي فرانسوي و افراد ديگر حمايت مي شد، بياني از اين ديدگاه است. مرحله تقليدي كه بر موضوع اثر تاكيد دارد كاملا براي بيان دامنه گسترده اي از ايده آل ها تاريخ و تجربيات ديني مستعد است. احساس گرايي، سخن گفتن از احساسات و باورهلست كه الهامات ديني خود شاعر را تقويت كرده و پرورش دهد. اين چنين باريك بيني هايي معمولا با مقاومت رو به رو شده است ولي درست به همان ترتيب كه ديدگاه ها و روش هاي احساس گرا در مورد رمانتيسم، گاه با تاكيد بر نقادي خود اثر همراه بود هاند.
اين رهيافت عيني نيز به نوبه خويش در دوران نوبت توسط انواع گسترده تر عبارتند از: نقد كليشه اي، نور تروپ فداي، رهيافت فرهنگي گسترده ادموند ويلسون اثر تاريخي و عميق داگلاس بوش و نقد انسان گرايانه ليونل تريلنيگ پراكندگي و تنوع ديدگاه ها د رتاريخ ادبيات ميراث غني و ماندگاري از رهيافت ها را براي نقادان نوين بر جاي گذاشته است. نتيجه آن كه خطر اندكي در از كف رفتن بصيرت نسبت به ابعاد مذهبي و ديني شعر وجود دارد.


